درباره اروپا
اشتراک گذاری مطلب

در این یادداشت قصد داریم تا درباره اروپا نکاتی را ذکر کنیم که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته و در سایه جاذبه های رنگارنگ و جذاب آن محو شده باشند .

بی شک صحبت از ماهیت قاره اروپا به خودی خود کمی عجیب به نظر می رسد ، چرا که َ حتی استعمارگری و سیاست ، اروپا را می توان مرکز زمین دانست ؛ جایی که از شرق به آسیا ، از غرب به آمریکا ، از جنوب به آفریقا و از شمال به قطب می رسد .  ناگفته نماند که کشورمان ایران نیز بسیاری از این ویژگی ها را داشته و در قالب گلوگاهی که به جریان حمل و نقل بین المللی و تامین سوخت بسیاری از کشورهای جهان مسلط است خودنمایی می کند ، اما به دلیل یگانگی (در برابر کثرت کشورهای اروپایی و اتحاد آنان) کمتر پذیرای این لقب می باشد .

درباره اروپا باید بدانیم که این قاره پس از استرالیا (یا اقیانوسیه) کوچکترین قاره روی زمین است ، اما بواسطه زمین های قابل کشت ، عدم وجود هیچ بیابانی روی آن ، آب و هوای بی نظیر که خود معلولی از قرار گیری در میان اقیانوس های اطلس ، دریای مدیترانه ، سیاه ، آدریاتیک و همین دریاچه خزر خودمان است ، وجود راه های مواصلاتی زمینی و دریایی از دیر باز و همچنین شکل گیری برخی از اولین تمدن های انسانی در این ناحیه ، پس از آسیا متراکم ترین زیست بوم کره زمین است . کل جمعیت اروپا از چین یا هند (هریک به تنهایی) کمتر است ، اما با این وجود به دلیل استفاده صحیح از منابع ، مدیریت قوی ، اعمال سفت و سخت قانون ، فرهنگ سازی اصولی و گاهی بکار گیری سیاست های منفعت طلبانه بخش عمده ای از ثروت جهان را در اختیار دارد ، بطوری که بریتانیا و در قلب آن انگلیس، اگرچه خود جزیره ای کوچک در غرب این قاره است ، اما در اقصی نقاط جهان مستعمره داشته که هم اکنون نیز با آن متحدند .

تاریخ درباره اروپا با یونانیان و رومیان شروع می شود و از آنجایی که غیر بومیان آمریکای شمالی و استرالیا خود را نوادگان مردمان این نواحی می دانند ، در گرامیداشت آن می کوشند . با ظهور مسیح تا قرن ها بعد که قرون وسطی نام گرفت ، نام اروپا با نام شوالیه ها آمیخته شده است . در این دوران شهرهای فراوانی پیرامون قلعه های همین شوالیه ها که در آسایش کامل زندگی می کردند بنا شد ، این در حالی بود که سایر مردمان از اوضاع خوبی برخوردار نبوده و به سختی تحت لوای فرمانروای خود زندگی می کردند . ورود مسلمانان و جنگ های صلیبی ، وبا و طاعون ، گردن کشی “وایکینگ ها” با اصالتی از شمال غرب اروپا در دریاها ، سفر های کریستف کلمپ و کشفیات وی سرفصل های قابل توجه تاریخ این دوره از قاره سبز می باشد .

اروپای فئودالی یا ارباب رعیتی هم که دوره بعدی تاریخ اروپاست ، به تقسیم بندی ممالک اروپایی توسط پادشاهان میان متحدان وفادارشان ، زور گویی بی حد و حصر آنان در لفافه ای دینی به مردم عادی که عموماً دهقان و دامدار بودند ، با ظهور رنسانس پایان یافت .

در دوره “نوزایی” اروپا که در قرن 15 و 16 میلادی به مرکزیت ایتالیا شکل گرفت ، انفجار جریانی انسانی که متشکل از دانشمندان ، هنرمندان ، معماران ، ادبا و سایر شخصیت های برجسته تاریخی همچون لئوناردو داوینچی ، میکل آنژ ، گالیله ، نیوتن ، کوپرنیک و … در راستای مقابله با سیاست های کلیسا (یکی از اهرم های فشار اربابان فئودالی) بود به تغییر شکل اروپا و شروع برتری آنان نسبت به سایر انسان ها کره زمین – سبقت گرفتن از مسلمانان و در قلب آن ایرانیان – منجر شد .

پس از این وقایع با انقلاب کبیر فرانسه ، به قدرت رسیدن ناپلئون و انقلاب صنعتی در اوایل قرن نوزدهم خشت های اروپای امروزی بنا شد . با گذر از دو جنگ جهانی که لکه تاریکی بر تاریخ اروپاست ، دولت های این ناحیه برای برقراری روابطی حسنه میان خود ، اقدام به تشکیل اتحادیه ای اروپایی و پس از آن برداشتن مرزهای میان خود کردند ، منطقه ای که اینک با نام حوزه شینگن شناخته شده و سفر به این ناحیه که متشکل از کشورهای فرانسه ، ایتالیا، آلمان ، هلند ، اسپانیا ، پرتغال ، یونان و … می باشد مستلزم اخذ ویزای شینگن می باشد .

در یادداشت های مشابه ، زمانی که درباره اروپا سخنی گفته می شود ، معمولاً به ذکر زیبایی های پاریس و مادرید ، آب و هوای کرانه مدیترانه ، آثار باستانی ایتالیا ، مناظر سوئیس ، صنعت آلمان ،  سیاست برتانیا و … اشاره می شود ، این در حالیست که مقدماتی که سبب شده اند تا اروپا به جایگاه فعلی خود نائل آید – یعنی برخی از توضیحات فوق – همواره  ناگفته می مانند ، لذا این مقاله توضیحی ولو اندک در خصوص راه سخت و پر پیچ و تابی بود که مردمان این دیار در طی صد ها سال طی کرده اند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *